از طرفی فکرایی که نمیدونم عملی میشه یا نه ..از طرفی میخوام برا ادامه تحصیل برم از ایران..
از طرفی بابام نمیزاره ... از طرفی اینجا نمیدونم چقد کارم میگیره ....
ولی ازین مطمئنم که اینبار دیگه پاپس نمیکشم..میجنگم برا اون چیزی که دوس دارم..
مثل اینکه دکتر میخواد بیاد اینجا مطب بزنه..حالا اگر مطب بزنه چند تا حالت وجود داره ..یا ننه باباشم میکنن میان اینجا ک بعیده..یا میاد خونه مجردی میگیره که عجیبه ...یا اینکه میاد زن میگیره و اینجا زندگی تشکیل میده...
فقط امیدوارم اگر قراره با کس دیگه ای باشه یا نیاد نزدیکه ما یا اگر میاد من برم ... میدونم که ایینه دقم میشه ..
برچسب:
نویسنده: یلدا نیکنام